تبليغاتX
معصومانه....
به نام آنكه مهرش در آستانه دلم هرگز غروب نخواهد كرد
 

من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم

اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم

  اگر از هجر تو آهي نکشم،

تک و تنها، مي شکنم

 

 

من همانم که همیشه خندان است!

در غم و شادی !

شنیده ام که می گویند:

 

آنکس که مي گريد

    يک غم دارد 

آنکس که ميخنـدد

   هزار و يک غم

 

     می خواهم بگریم که بگویند:

یک غم داشت!

     آن هزارتای دیگری فقط مالِ من است

 

 

 

بی تو 
نه بوی خاک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکینم




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387 توسط ..:: zahra ::..

 

 تصویر تو تنها چیزی است که چشمانم باور میکند

دستانم را دراز میکنم تا صــورتت را لمس کنم

اما تصویر تو به یکباره حذف می شود و من به یاد می آورم

کنـــــــــــــارم نیستی

كنارم نيستی

!!

 

 

چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن

 

چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن

 

عزيزم نام تو بر قلبم خالکوبي شده تا فراموشت نکنم .

 

نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم.

 

يک روزه ديگه هم بدون تو گذشت

 

Image and video hosting by TinyPic




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 توسط ..:: zahra ::..

 تقديم به كسي كه فراموشش نخواهم كرد حتي در آن سوي باورهاي تاريك

 

دارم پا به پاي شمع تولدت قطره قطره آب مي شوم. منت سر تقويم هايمان گذاشتي، بهار را خجالت دادي، ارديبهشت را سرافراز كردي.

بضي ها با گذشته هايشان زندگي مي كنند و بعضي به آينده اي كه هرگز نمي رسند دلخوش مي كنند و من هر چه نگاه مي كنم گذشته ها زيباترند.

زندگي هميشه راه خودش رو ميره و كاري به نقشه هاي من و تو نداره و ما هم چاره جز اين نداريم كه قوي باشيم.

كسي مي بره كه دلش رو به غم نداده.

با اينكه نمي دونم چرا به يه زندگي ديگه عادتم ميدي اما من هنوز........

آن رويا ها مرد زيبا...

كاش بدوني نبودنت

تا ابد نديدنت

هرگز بهونه اي نميشه

براي از ياد بردنت

 

مي دونم

مي بينمت يه روز دوباره توي دنيائي كه آدمك نداره

Image and video hosting by TinyPic

 

هرگز باور نداشتيم

 

دنيا اين جور بمونه




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 توسط ..:: zahra ::..

 

دلتنگي هاي آدمي را باد ترانه اي مي خواند

 

روياهايش را آسمان پر ستاره ناديده مي گيرد

 

و هر دانه برفي به اشكي نريخته مي ماند

 

 

سكوت سرشار از سخنان ناگفته است و شگفتي هاي بر زبان نيامده

 

در اين سكوت حقيقت ما نهفته است

 

حقيقت تو و من

 

 

از بخت ياري ماست شايد كه آنچه مي خواهيم يا بدست نمي آيد

 

يا از دست مي گريزد

 

 

بسياري وقت ها با هم از غم و شادي خويش سخن ساز مي كنيم

 

اما در همه چيزي راز نيست

 

گاه به سخن گفتن از زخم ها نيازي نيست

 

سكوت ملال ها از راز ما سخن تواند گفت

 

Image and video hosting by TinyPic




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 توسط ..:: zahra ::..

 

 

دلم گرفته از این روزگار دلتنگی

 

گرفته اند دلم را به کار دلتنگی

 

 

دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند

 

گرفت آيينه ام را غبار دلتنگی

 

 

شكست پشت من از داغ بی تو بودن ها

 

به روی شانه دل ماند بار دلتنگی

 

 

درون  هاله ای از اشك مانده سر گردان

 

نگاه خسته من در مدار دلتنگی

 

 

از آن زمان که تو از پیش ما سفر کردی

 

نشسته ایم من و دل کنار دلتنگی

 

 

دگر پرنده احساس من نمی خواند

 

مگر سرود غم از شاخسار دلتنگی 

Image and video hosting by TinyPic

كسي كه چراي زندگي را يافت

با چگونگي آن خواهد ساخت




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 توسط ..:: zahra ::..

ميرم از شهر تو با                          يه كوله بار از خاطره

دل من مونده پيشت                      گرچه باهام مسافره

ميگذره همراه جاده                        ياد تو از تو خيالم

توي راه دريغ از ابري                       كه بباره واسه حالم

راه مي يفتم بي هدف                    مقصد راه رو نمي دونم

كاش مي شد آروم بگيرم                 ولي افسوس نمي تونم

كو يه قاصدك تو جاده                      كه بشه همسفر من

من يه قصه ام كه جدايي                 شده فصل آخر من

Image and video hosting by TinyPic

دلم ازت گرفته

گل غصه ام شكفته

ولي حرفاي نازنينتم يادم نرفته




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 توسط ..:: zahra ::..

 

خوابيدي بدون لالايي وقصه

 

بگير آسوده بخواب بي درد و غصه

 

ديگه كابوس زمستون نمي بيني

 

توي خواب گل هاي حسرت نمي چيني

 

ديگه خورشيد چهرت رو نمي سوزونه

 

ديگه بيدار نمي شي با نگروني

 

يا با ترديد كه بري يا كه بموني

 

دلت رو بردي با خود به جاي ديگه

 

اونجا كه خدا برات لالايي ميگه

 

مي دونم مي بينمت يه روز دوباره

 

توي دنيايي كه آدمك نداره

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط ..:: zahra ::..

 

زيباترين افق به چشمان من سلام

 

نامه اي را برايت مي نويسم كه در تنهائي ام براي تو نوشتم و براي خودم پاره كردم. به دل نگير بين نامه هايي كه پاره كردم اسم تو هميشه با چند كلام قبل و بعدش سالم و دست نخورده ماند.

 

يكي يه عكس قشنگ گذاشته كنارشو داره باهاش درد و دل مي كنه، گاهي عكسو نوازش مي كنه، گاهي مي ذارتش رو قلبش، گاهي ام رو چشاش، رو مژه هاي خيس و باروني خودش، يه وقتم براش شعر مي خونه، بي پرده واست بگم با عكسه زندگي مي كنه.

 

تو اولين كسي بودي كه به من فهماندي سفر چه واژه پر غصه و پر قصه اي ست.

گناه من اين وسط چه بود؟ كسي كه تا تو را داشت آرزوي داشتن هيچ چيز را نداشت. تو را چشم كردند براي اينكه همه چيز داشتي و مرا براي اينكه تو را داشتم.

اميدوارم به تو خوش بگذرد و بر من پر از تحمل و صبوري.

 

براي كسي كه حرف و سكوتش، دوري و ديدارش، ماندن و رفتنش يك شب باراني است، چه مي شود نواخت جز سكوت.

 

Image and video hosting by TinyPic

كسي كه نبودن تو حتي در تخيلش هم نمي گنجيد

زهرا




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 توسط ..:: zahra ::..

 

هر ستاره شبي است

كه از تو دورم

آسمان

چه پر ستاره است

 

Image and video hosting by TinyPic

تو ماه را بيشتر از همه ما دوست مي داشتي

و حالا ماه هر شب

تو را به يادمان مي آورد

اما اين ماه با هيچ دستمالي

از پنجره ها پاك نمي شود

 

چند ساعت پس از تولد طلوع 5 اسفند




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386 توسط ..:: zahra ::..

 

حالا ديگه تو رو داشتن خياله

دل اسير آرزوهاي محاله

غبار پشت شيشه مي گه رفتي

ولي هنوز دلم باور نداره

حالا راه تو دوره

دل من چه صبوره

كاشكي بودي و مي ديدي

زندگيم چه سوت و كوره

آسمون از غم دوريت

حالا روز و شب مي باره

ديگه تو ذهن خيابون

منو تنها جا مي زاره

خاطره مثل يه پيچك

مي پيچه رو تن خستم

ديگه حرفي كه ندارم

دل به خلوت تو بستم

Image and video hosting by TinyPic




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 توسط ..:: zahra ::..