تبليغاتX
معصومانه....
به نام آنكه مهرش در آستانه دلم هرگز غروب نخواهد كرد
 

خوابيدي بدون لالايي وقصه

 

بگير آسوده بخواب بي درد و غصه

 

ديگه كابوس زمستون نمي بيني

 

توي خواب گل هاي حسرت نمي چيني

 

ديگه خورشيد چهرت رو نمي سوزونه

 

ديگه بيدار نمي شي با نگروني

 

يا با ترديد كه بري يا كه بموني

 

دلت رو بردي با خود به جاي ديگه

 

اونجا كه خدا برات لالايي ميگه

 

مي دونم مي بينمت يه روز دوباره

 

توي دنيايي كه آدمك نداره

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط ..:: zahra ::..

 

زيباترين افق به چشمان من سلام

 

نامه اي را برايت مي نويسم كه در تنهائي ام براي تو نوشتم و براي خودم پاره كردم. به دل نگير بين نامه هايي كه پاره كردم اسم تو هميشه با چند كلام قبل و بعدش سالم و دست نخورده ماند.

 

يكي يه عكس قشنگ گذاشته كنارشو داره باهاش درد و دل مي كنه، گاهي عكسو نوازش مي كنه، گاهي مي ذارتش رو قلبش، گاهي ام رو چشاش، رو مژه هاي خيس و باروني خودش، يه وقتم براش شعر مي خونه، بي پرده واست بگم با عكسه زندگي مي كنه.

 

تو اولين كسي بودي كه به من فهماندي سفر چه واژه پر غصه و پر قصه اي ست.

گناه من اين وسط چه بود؟ كسي كه تا تو را داشت آرزوي داشتن هيچ چيز را نداشت. تو را چشم كردند براي اينكه همه چيز داشتي و مرا براي اينكه تو را داشتم.

اميدوارم به تو خوش بگذرد و بر من پر از تحمل و صبوري.

 

براي كسي كه حرف و سكوتش، دوري و ديدارش، ماندن و رفتنش يك شب باراني است، چه مي شود نواخت جز سكوت.

 

Image and video hosting by TinyPic

كسي كه نبودن تو حتي در تخيلش هم نمي گنجيد

زهرا




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 توسط ..:: zahra ::..

 

هر ستاره شبي است

كه از تو دورم

آسمان

چه پر ستاره است

 

Image and video hosting by TinyPic

تو ماه را بيشتر از همه ما دوست مي داشتي

و حالا ماه هر شب

تو را به يادمان مي آورد

اما اين ماه با هيچ دستمالي

از پنجره ها پاك نمي شود

 

چند ساعت پس از تولد طلوع 5 اسفند




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386 توسط ..:: zahra ::..