زيباترين افق به چشمان من سلام
نامه اي را برايت مي نويسم كه در تنهائي ام براي تو نوشتم و براي خودم پاره كردم. به دل نگير بين نامه هايي كه پاره كردم اسم تو هميشه با چند كلام قبل و بعدش سالم و دست نخورده ماند.
يكي يه عكس قشنگ گذاشته كنارشو داره باهاش درد و دل مي كنه، گاهي عكسو نوازش مي كنه، گاهي مي ذارتش رو قلبش، گاهي ام رو چشاش، رو مژه هاي خيس و باروني خودش، يه وقتم براش شعر مي خونه، بي پرده واست بگم با عكسه زندگي مي كنه.
تو اولين كسي بودي كه به من فهماندي سفر چه واژه پر غصه و پر قصه اي ست.
گناه من اين وسط چه بود؟ كسي كه تا تو را داشت آرزوي داشتن هيچ چيز را نداشت. تو را چشم كردند براي اينكه همه چيز داشتي و مرا براي اينكه تو را داشتم.
اميدوارم به تو خوش بگذرد و بر من پر از تحمل و صبوري.
براي كسي كه حرف و سكوتش، دوري و ديدارش، ماندن و رفتنش يك شب باراني است، چه مي شود نواخت جز سكوت.
كسي كه نبودن تو حتي در تخيلش هم نمي گنجيد
زهرا