تبليغاتX
معصومانه.... - عصر هجرت و عادت
به نام آنكه مهرش در آستانه دلم هرگز غروب نخواهد كرد

 

زيباترين افق به چشمان من سلام

 

نامه اي را برايت مي نويسم كه در تنهائي ام براي تو نوشتم و براي خودم پاره كردم. به دل نگير بين نامه هايي كه پاره كردم اسم تو هميشه با چند كلام قبل و بعدش سالم و دست نخورده ماند.

 

يكي يه عكس قشنگ گذاشته كنارشو داره باهاش درد و دل مي كنه، گاهي عكسو نوازش مي كنه، گاهي مي ذارتش رو قلبش، گاهي ام رو چشاش، رو مژه هاي خيس و باروني خودش، يه وقتم براش شعر مي خونه، بي پرده واست بگم با عكسه زندگي مي كنه.

 

تو اولين كسي بودي كه به من فهماندي سفر چه واژه پر غصه و پر قصه اي ست.

گناه من اين وسط چه بود؟ كسي كه تا تو را داشت آرزوي داشتن هيچ چيز را نداشت. تو را چشم كردند براي اينكه همه چيز داشتي و مرا براي اينكه تو را داشتم.

اميدوارم به تو خوش بگذرد و بر من پر از تحمل و صبوري.

 

براي كسي كه حرف و سكوتش، دوري و ديدارش، ماندن و رفتنش يك شب باراني است، چه مي شود نواخت جز سكوت.

 

Image and video hosting by TinyPic

كسي كه نبودن تو حتي در تخيلش هم نمي گنجيد

زهرا




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 توسط ..:: zahra ::..